
*************************************
تو کجا اینجا کجا
؟!؟روزی که تو آمدی
زمین انگار باز هم اهل هر نیرنگ بود
جا برای تو مثل پروازی ها! چه غریب و تنگ بود
روح تو می خواست پرواز کند
روز دین ، ساعت قرآن ، او هم یک پرواز داشت!
و زمین حقیر بود تو را در بر گیرد
نه میان شن و ماسه و کلوخ و تکه سنگ
تا قیام کرد آسمان ، از برای تو بدان
نیلی خود را بباخت ، شد هزار رنگ رنگ
آسمانیان باز پوچ می انداختند!
**ای خدا کاش که قرعه به نامم می افتاد**
قرعه ها بیرون شد!
میان آنهمه گوی هماهنگ
موج می زند نور گویی پر رنگ
صدای فرشته ها با این ندا به آسمان چنگ زدند
**
مرتضی**!آری انگار علی مرتضی،روی پیشانی تو خط زده بود که بیا!
این دفعه بین زمین و آسمان پل نوری نبود
منتظر ماندم من!
منتظر تا آن شب، تا مگرآن پل نور را ببینم
لیکن خبر آمد یک هواپیما ، پل نور تو بود
و تو را به اوج آسمان برد
و زمین گریه می کرد
که تو را پرواز داد!
شاعر:«س- بهرامی»
یکی از دوستان دوره دبیرستان
****************************************
**اللهُمَ اَرزُقنَا زیَارَةَ الحُسَینِ(ع) فِي الدُنیَا وَ شَفاعَتهُ فِي الآخِرَة
**

