*بسم رب الحسین (ع)*
تو پرستوی خانه ام بودی..........پس بگو از چه بالهایت سوخت
به خداوندی خدا سوگند ..........تو که رفتی دلم برایت سوخت
آه ای رفته تا حضور خدا..........جان من دلگشای من برگرد
تا ببینی به چشم رفتن تو..........چه بلاها که بر سرم آورد
با امید به خدا و توکل بر او و با کمک بعضی از دوستان تمام تلاشم را میکنم تا بتوانم گوشه ای از حقایق و زیبایی های وجود عزیز به حق پیوسته مان (شهید مرتضی بصیری)
را بر قلم پیاده کنم . به این امید قدم در راه نشر عطر شهدا گذاشتم که در این آخر الزمان بتوانیم آنها را در یاد داشته و با عطر حضور آنها زندگی کنیم و مانند آنها لحظه ای حتی لحظه ای از یاد خدا و حضورش غافل نمانیم .![]()
هنوز هم ردپای آ خرین قدم هایت بر روی برف زمستان از خاطرم نرفته .عزیز دلم *
بهار هم گذشت .... تابستان به قول خود وفا کرد ودوباره
به حرمت ارواح پاک شهیدان ** صلوات**

